انسان نبايد هيچ امري را به عنوان حقيقت قبول كند، مگر آنكه به راستي در نظر او حقيقت باشد.دكارت
ورود مدیران








اعطای نمایندگی
   موضوع : مقالات » مدیریت         عنوان مطلب : سمپلینگ چیست ؟!
      

سمپلینگ چیست ؟

واژه sampling   که در لغت به معنای نمونه گیری و یا مزه کردن است ، در حرفه ما با کاروان های تبلیغاتی ، ارائه اشناتیون های رایگان از محصول ، لباس ها و آدمک های تبلیغاتی و بکار بردن تکنیک های جدید تبلیغاتی جهت فرهنگ سازی برای ترویج استفاده عموم مردم از محصول مورد نظر و افزایش محبوبیت یک برند ، در جهت بهره برداری طولانی مدت در آینده ای پیش بینی شده ، همراه است
 به عبارتی ساده تر زمانی که محصول جدید و نا آشنایی به بازار عرضه می شود و یا مورد استقبال مردم قرار نمی گیرد با ارائه نمونه های کوچکتر از این محصول بصورت رایگان و آشنا کردن مردم با مزایای آن محصول ، آنها برای خرید تشویق کرده و یا حتی
هُل می دهیم .

تبلیغات با استفاده از روش ارتباط مستقیم که امروز به شکلی بسیار وسیع و مداوم توسط شرکت ها و تولیدکننده های جهانی مورد استفاده قرار می گیرد, به عنوان راه حلی کوتاه، مستقیم و بسیار تاثیر گذار شناخته شده است. این فرآیندها را عموماً با نام کلی سمپلینگ می شناسند.

مزایای سمپلینگ :

  • فرهنگ سازی استفاده درست از محصول
  • بومی شدن ارتباط بین مصرف کننده و تولید کننده
  • عدم نیاز به هزینه اولیه از طرف مصرف کننده جهت تست محصول یا تجربه کاربری آن
  • معرفی محصول در مطلوب ترین حالت (برقراری ارتباط بین 2 انسان)
  • عدم وجود فاصله زمانی از معرفی تا استفاده
  • تاثیر آنی و قوی جهت خرید کالا
  • امکان پاسخگویی سریع و بلافاصله به سوالات اولیه مصرف کننده
  • آفرینش اولین و پایدارترین تاثیر در ذهن مصرف کننده
  • امکان کنترل و چک بازخورد و اطلاعات داده شده به مصرف کننده بصورت مستقیم توسط سمپلر آموزش دیده
  • امکان اصلاح شیوه استفاده نادرست محصول و بازگرداندن مشتریان از دست رفته

ناگفته پیداست که هدف از سمپلینگ تنها ارائه محصول رایگان به مردم نیست! بلکه هدف اصلی آن برقراری ارتباط مستقیم با مشتری و خلق 30 ثانیه تاثیر ماندگار در ذهن وی    می باشد.

بدین گونه شاید بتوان اهداف سمپلینگ را به 2 دسته کلی اهداف آنی (تاثیر فوری بر فروش) و تاثیر بر حلقه و چرخه طبیعی خریداران بالقوه و آتی تقسیم نمود.

سمپلینگ :

تبلیغات با استفاده از روش ارتباط مستقیم که امروز به شکلی بسیار وسیع و مداوم توسط شرکت ها و تولیدکننده های جهانی مورد استفاده قرار می گیرد, به عنوان راه حلی کوتاه، مستقیم و بسیار تاثیر گذار شناخته شده است. این فرآیندها را عموماً با نام کلی سمپلینگ می شناسند.

مزایای سمپلینگ :

  • فرهنگ سازی استفاده درست از محصول
  • بومی شدن ارتباط بین مصرف کننده و تولید کننده
  • عدم نیاز به هزینه اولیه از طرف مصرف کننده جهت تست محصول یا تجربه کاربری آن
  • معرفی محصول در مطلوب ترین حالت (برقراری ارتباط بین 2 انسان)
  • عدم وجود فاصله زمانی از معرفی تا استفاده
  • تاثیر آنی و قوی جهت خرید کالا
  • امکان پاسخگویی سریع و بلافاصله به سوالات اولیه مصرف کننده
  • آفرینش اولین و پایدارترین تاثیر در ذهن مصرف کننده
  • امکان کنترل و چک بازخورد و اطلاعات داده شده به مصرف کننده بصورت مستقیم توسط سمپلر آموزش دیده
  • امکان اصلاح شیوه استفاده نادرست محصول و بازگرداندن مشتریان از دست رفته

 هدف از سمپلینگ تنها ارائه محصول رایگان به مردم نیست! بلکه هدف اصلی آن برقراری ارتباط مستقیم با مشتری و خلق 30 ثانیه تاثیر ماندگار در ذهن وی می باشد.

بدین گونه شاید بتوان اهداف سمپلینگ را به 2 دسته کلی اهداف آنی (تاثیر فوری بر فروش) و تاثیر بر حلقه و چرخه طبیعی خریداران بالقوه و آتی تقسیم نمود.
   

           ادامه مطلب ...

 
   موضوع : مقالات » مدیریت         عنوان مطلب : ارتباطات، جهانی شدن و مرگ فاصله‌ها
      

 

ارتباطات، جهانی شدن و مرگ فاصله‌ها


 گفت‌وگو با دکتر سعید‌رضا عاملی

 

اشاره: فریبا نباتی - توسعه ابزارهای ارتباط جمعی انسانها را در تیررس نگاه یکدیگر قرار داد و پیشرفت‌های حیرت آورش در عرصه فناوری‌های نوین ارتباطی این نگاه ها را تیزتر و مسئله جهانی شدن یا جهانی سازی را مطرح کرد. پدیده ای که با دنیای مجازی گره خورد و از خود هم فرصت و هم تهدید ساخت. از آنجا که این روزها بهره‌گیری از ارتباطات مجازی امری اجتناب ناپذیر شده است فرصت ها و تهدیدهای جهانی شدن نیز بیش ازپیش خودنمایی می‌کند و واکنش‌های متفاوتی را برانگیخته است اما واکنش درست در برابر این پدیده دو وجهی صرف نظر از بدگویی های مخالفان و حمایتهای موافقانش و شناخت تهدیدها برای استفاده مناسب از فرصت‌های آن است.

 

به همین منظوربا دکتر سعید رضا عاملی همراه می‌شویم. وی از متخصصان حوزه ارتباطات، فضای مجازی و جهانی شدن، استاد گروه ارتباطات، معاون برنامه ریزی وفناوری اطلاعات دانشگاه تهران و رییس دانشکده مطالعات جهان این دانشگاه است.

***

در ابتدا باید بدانیم هرچند جهانی شدن همزمان با جدی شدن صنعت ارتباطات و به ویژه با ورود اینترنت به زندگی انسان مطرح شد اما یک بحث قدیمی است که می‌توان آن را به سه دوره تقسیم کرد.

جهانی شدن سنتی - ظهور ادیان بزرگ

آغاز جهانی شدن که همان دوران سنتی جهانی شدن است با ظهور ادیان بزرگ شکل گرفت. این ادیان با پیامهای جهانی خود کل بشریت را مورد خطاب قرار می‌دادند. مفاهیم این پیامها به قومیت و جغرافیای خاصی تعلق نداشت. بنابراین می‌توان گفت ادیان بزرگ جهانی شدن را پایه گذاری کردند.

امپراتوری‌های بزرگ نیز به دنبال توسعه قلمرو امپراتوری خود بودند و دست به نوعی جهانی شدن قدرت می‌زدند. جهانی شدن دین از جنس معنویت گرایی بود و جهانی شدن نظام‌های سیاسی از جنس قدرت گرایی سخت بود.

 

جهانی شدن مدرن- صنعت چاپ و ریسندگی

دوره دوم جهانی شدن با ظهور صنعت چاپ آغاز شد. چرا که صنعت چاپ با حضور خود امکان تفسیر یک ایده را در فضای گسترده فراهم می‌کرد. در ادامه حضور این صنعت روزنامه ها، مجلات، کتابها و پوسترهایی که در سطح فراجغرافیایی توزیع می‌شدند به وجود آمدند.

صنعت ریسندگی نیز به نوعی در این مسیر قرار دارد چرا که اساس آغاز انقلاب صنعتی، این صنعت بود. ریسندگی نیز مانند چاپ یک صنعت تکثیر بود چرا که یک کلیشه را در یک فرم خاص تکثیر می‌کرد.

در دوره دوم جهانی شدن اتفاق مهمی افتاد که می‌توان نام آن را جهانی شدن مدرن یا جهانی شدن در دوره مدرن نامید. در این دوره روحیه توسعه ارزشهای مدرنیسم و مدرنیته تلاش کرد که ایده‌های دنیای غرب را در قالب لیبرال سازی و دموکراسی سازی جهان در سراسر دنیا توسعه دهد در آن دوره دنیای غرب به دنبال نظام سازی بود یعنی تلاش می‌کرد نظامهای فکری، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را به عنوان یک فرهنگ مرکزی به فرهنگی که تصور می‌کرد فرهنگ پیرامون است گسترش دهد.

 

جهانی شدن ارتباطات- آغاز جدید با مورس

جهانی شدن سوم با اختراع مورس شروع شد. مورس پایه ارتباط حاضر با غایب را به صورت همزمان فراهم کرد. در اواخر قرن 19 همزمان با توسعه این صنعت، رسانه ها به میدان آمدند، سینما گرافیک معنا پیدا کرد و صنعت سینما آغاز شد. در عرصه ارتباطات رسانه‌های توده ای، رادیو و تلویزیون پدید آمد و درصنایع ارتباطی نیز تلکس، تلفکس و فکس وارد عرصه شدند. این اتفاقات پایه جهانی شدن دوره جدید یعنی امکان فرامحلی شدن پدیده ها را به صورت همزمان ایجاد کرد.

جهانی شدن ارتباطات محصول صنعت همزمان ارتباطات است که امکان رابطه حاضر با غایب را بصورت همزمان فراهم کرد.

 

این پدیده جدید تاثیر فراگیری در همه عرصه‌های زندگی بشر دارد به همین دلیل در سه دهه اخیر ادبیاتی که راجع به جهانی شدن تولید شده بیش از ادبیاتی است که طی 200 سال در مورد مدرنیته شدن تولید شده است.

نه این نه آن! 

بیشتر مواقع وقتی کلمه Globalization مطرح می‌شود عده‌ای آن را جهانی شدن و برخی جهانی سازی ترجمه می‌کنند اما هر دو واژه هم در انگلیسی و هم فارسی فاقد معنای واقعی این کلمه است.

معنای جهانی شدن کل گرا یعنی این‌که هرچه تولید شود در همه جهان وجود داشته باشد یا در همه جهان تبدیل به رفتار یا فرهنگ شود. نظریه جهانی شدن کل گرا و افراطی تاکید می‌کند به این‌که جهانی شدن یعنی یک فرهنگ واحد به مرکزیت آمریکا و غرب. در حالی که می‌دانیم این مسئله به لحاظ انسانی حتی در مسائل ساده مثل پوشاک نیز درست نیست چرا که فرهنگ امری سیال است.

 

در واقع Globalization به فرامحلی شدن اشاره دارد تا جهانی شدن. این کلمه اشاره می‌کند به امکان تکنولوژی فن آورانه‌ای که شرایط فرا محلی شدن پیامها، خدمات و رفتارها را فراهم کرده است.

جهانی شدن و مرگ فاصله‌ها

ما دو نوع جهانی شدن داریم یکی جهانی شدن در فضای فیزیکی و دیگری جهانی شدن در فضای مجازی.

صنعت جهانی شدن در فضای فیزیکی صنعت حمل و نقل است. هر چقدر صنعت حمل و نقل سریعتر شود جهان در بعد فیزیکی کوچکتر می‌شود. مثلا اگر شما مسیری رادر گذشته با پای پیاده یا با وسایل حمل و نقل غیر ماشینی با مدت زمان زیادی طی می‌کردید با توسعه وسایل حمل و نقل این زمان کمتر شده است.

 

صنعت ارتباطات نیز مرجع جهانی شدن در فضای دوم یعنی فضای مجازی است. در این فضا قانون فاصله و سرعت تغییر می‌کند در فضای فیزیکی به دلیل آن‌که قانون فاصله و سرعت وجود دارد شما باید یک فاصله ای را طی کنید اما وقتی که فاصله حذف شود به طبع آن حرکت و سرعت نیزبی معنا و یا کم معنا می‌شود.

 

وقتی همه همسایه می‌شوند

پس از آن‌که ما ارتباط حاضر با حاضر و حاضر با غایب را تجربه کردیم تحت تاثیر صنعت کامپیوتر ارتباط سومی به وجود آمد که آن را ارتباط غایب با غایب می‌گویند که در آن وظیفه فرستنده و گیرنده به ربات یا انسان ماشینی واگذار می‌شود. در جهان جدید تمام امور تکرار شونده اداری موضوع ارتباط غایب با غایب است که می‌توانند اتوماتیک شوند. اگر این اتفاق بیفتد تغییر بزرگی در نظام اجتماعی و نهادهای اقتصادی و سیاسی به وجود می‌آید.

 

مهمترین پیامد این نوع ارتباط و جهانی شدن آن است که از پدیده هایی که منجر به کاهش سلامت انسانی و تخریب محیط زیست می‌شوند پرهیز می‌شود.

صنعت همزمان ارتباطات که همان جهانی شدن در فضای دوم است برای جهان یک همسایگی یا همه همسایگی به وجود می‌آورد که در آن همه به صورت چهره به چهره با یکدیگر ارتباط دارند.

در واقع جامعه پیرامون در مرکز قرار می‌گیرد و همه مرکزی شدن جامعه انسانی استانها، شهرها و روستاها تحقق می‌یابد.

ایران و چالش‌های جهانی شدن

ایران در مرحله سوم جهانی شدن است. ما هم صنعت حمل و نقل تندرو وهم به طور نسبی نزدیک به 40 میلیون نفر کاربر اینترنت داریم اما به صورت کامل از این امکانات استفاده نمی‌کنیم. فضای دوم که جهانی شدن در دنیای مجازی را تامین می‌کند نیازمند زیر ساخت‌های فنی، نظام‌های برنامه‌ای و محتواهای خاص است که بتواند خدمات ارائه دهد.

برای دستیابی به این اهداف باید در سه سطح به دنبال توسعه برنامه ریزی شده باشیم:

1) سطح زیر ساخت، 2) سطح برنامه و سامانه ها 3) سطح محتوا.

در موضوع زیر ساخت باید زیر ساختهایی فراهم شود که دسترسی به فضای دوم را با سرعت مناسب برای کاربر تامین کند یعنی پهنای باند مناسب در اختیار افراد قرار گیرد. همچنین باید در سطح توزیع فیبر نوری و منابع خدمات اطلاعات و دیتا قدم‌های بزرگی برداشته شود.

در سطح برنامه نیازمند طراحی نرم افزارهایی هستیم که خدمات را مبتنی بر شرایط مطلوب جامعه تهیه کند با استفاده از این فرصت می‌توان اندیشه‌های اسلامی را در قالب یک برنامه ارائه داد. همچنین با طراحی این سیستم می‌توان بر اساس عدالت اجتماعی توزیع برابر و متناسب منابع اجتماعی را تحقق بخشید.

در بخش محتوا نیز از آنجا که شهر مجازی یعنی شهر در جهان و جهان در شهر، ایران می‌تواند تمام میراث و ادوار تمدنی خود را احیا کند همچنین می‌توان تجربه‌های مثبت و منطبق بر ارزشهای اسلام را از سایر نقاط دنیا کسب کرد.

جهانی شدن و خطرات پیش رو  

 

جهانی شدن در بعد جهانی سازی می‌تواند خطراتی نیز داشته باشد که نباید از آن غفلت کرد. دنیای غرب با محوریت آمریکا بر اساس سیاست تک قدرتی، حتما از فضای مجازی برای انتقال ارزشهای خود به دیگر کشورها استفاده می‌کند پس این خطر وجود دارد که ما در معرض جاذبه ها و فشارهای دنیا ی غرب دچار اضمحلال و یا تصادف فرهنگی شویم که این مسئله منجر به آسیب دیدن فرهنگ ما می‌شود.

ضعیف شدن ارتباطات انسانی یکی دیگر از مشکلات عمومی است که این محیط ممکن است برای جامعه ایجاد کند.وقتی تمام ارتباطات ما از طریق تلفن، فکس، موبایل، اینترنت و سایر ابزارهای ارتباطی صورت می‌گیرد این محیط می‌تواند موجب گم شدن انسان در درون تک گرایی‌های ارتباطی، از بین رفتن ارتباطات انسانی و نوعی انزوای ارتباطات حضوری برای فرد شود که این مسئله در انسان خستگی و خلا ایجاد می‌کند.

مشکل دیگر مسئله زبان است. زبانهای کوچک ممکن است در فضای جهانی شدن و فضای غالب گفتمانی که در جهانی شدنهای متعدد به وجود می‌آید تحت تاثیر زبانهای دیگر قرار بگیرد.

خطر بسیار بزرگی که فضای مجازی دارد یکسان کردن هویت مجازی و فیزیکی است.در محیط فیزیکی وقتی فردی در معرض آسیب اجتماعی قرار می‌گیرد هنجارهای اجتماعی مانع از انجام اقدامات سریع از جانب وی می‌شود اما در فضای بی نام وهمه مرکزی بودن محیط مجازی این اقدامات سریعتر اتفاق می‌افتد چرا که هویت ها در این محیط پلاستیکی است و مانند لباس می‌تواند عوض شود هر کس می‌تواند در کمتر از یک دقیقه با تغییر ایمیل یا وبلاگ جدید هویت جدیدی برای خود تعریف کند.

 مسیر درست گذر از خطرات

برای جلوگیری از مشکلات در حوزه ارتباطات انسانی باید یک برنامه استراتژیک برای ارتباط محیط اول با محیط دوم داشته باشیم. در این برنامه 4 نوع رابطه در نظر می‌گیریم یکی رابطه تکمیلی است یعنی فضای دوم را مکمل فضای اول طراحی می‌کنیم یعنی خدماتی را که در فضای اول ارائه می‌دهیم در فضای دوم تکرار نمی کنیم بلکه خدمات مکمل را در آن عرضه می‌کنیم مثلا بانک‌ها امکان دریافت پول بالای یک میلیون ریال را ازطریق شعبه فراهم می‌کنند و کمتر از این مبلغ را با روش طراحی در فضای دوم در اختیار مشتریان خود قرار می‌دهند.

گاهی اوقات می‌توانیم خدمات را تکرار کنیم و درو اقع امکان انتخاب موازی برای خدمات اجتماعی فراهم کنیم

مثلا خدماتی را که برای نقل و انتقال و دریافت و پرداخت پول در بانک الکترونیک طراحی شده است در شعبه ها ی بانک هم همین خدمات ارائه شود.

نوع دیگر رابطه، رابطه ای است که فقط درفضای مجازی تعریف می‌شود که به آن فضای دوم می‌گوییم. اموری نیز که در فضای فیزیکی و به صورت ارتباطات حضوری پیش بینی می‌شود به آن رابطه فضای اول می‌گوییم که رابطه نوع چهارم است. حالا برای این‌که اجتماعات حضوری تقویت شود باید بسیاری از اجتماعات حرفه ای، صنفی و اداری را در فضای اول طراحی کنیم تا بتوانیم خلاء را که تحت تاثیر کاهش روابط انسانی به وجود می‌آید جبران کنیم.

برای پیشگیری از مشکلات در حوزه زبان نیز باید زبان ملی و گویش‌های محلی تقویت شود.

سیستم قانون گذاری ما نیازمند قوانین و تعریف جرایم مشخص در فضای مجازی است. اقداماتی که در این زمینه صورت گرفته کافی نیست چرا که ما هنوز از سطح بسیار گسترده ای از این فضا استفاده نمی کنیم اگر این استفاده ها توسعه یابد حتما این فضا نیازمند قوانین جدید خواهد بود.

نکته مهم

در یک کلام حل مسئله، نیازمند پرداختن به مسئله و تمرین زیاد است. جهان دو فضایی شده جدید را در صورتی می‌توانیم بصورت موثر و مفید مدیریت کنیم که هر دو فضا را جدی بگیریم و نظام برنامه ریزی‌های پنج ساله کشور را به سمت برنامه ریزی دوفضایی ببریم.

 

منبع: وب سایت بنیاد آینده نگری ایران

 

 

   

           ادامه مطلب ...

 
   موضوع : مقالات » مدیریت         عنوان مطلب : منابع انساني سازمان‌هاي پروژه محور
      

 

منابع انساني سازمان‌هاي پروژه محور


در غالب سازمان‌هاي پروژه محور، يکي از بزرگ‌ترين مشکلات پيش روي مديريت، گردش شديد نيروها در درون سازمان و همين طور ورود نيروها به سازمان و خروج سريع آنها از آن‌جا است. 


 

يک مشکل پروژه‌هاي بلند مدت خروج افراد از پروژه به علت‌هاي گوناگون است که باعث مي‌شود دانش اجرايي پروژه نيز همراه آنها برود. 
بنابراين يکي از سوالات کليدي در مديريت پروژه اين است که در برابر چنين مشکلي چه بايد کرد؟ مقاله‌‌ حاضر به همين مساله و تشريح راهکارهاي حل آن پرداخته است. 
به صورت کلي مشکلات پديد آمده از آمدن و رفتن آدم‌ها به چهار دسته تقسيم مي‌شوند و هر دسته راه‌حل خاص خودش را دارد:

1. از دست رفتن دانش

وقتي آدم‌ها مدتي در يک شغل کار مي‌کنند، مأموريت کلي تيم خودشان و روش انجام کار را ياد مي‌گيرند. اما با ترك كردن تيم اين دانش از گروه خارج مي‌شود. دو راه‌حل کلي براي اين مشکل وجود دارد:
1-1. فعاليت‌ها را تا حد امکان استاندارد کنيد تا كارمندان نياز به آموختن نكات متعدد در حين كار نداشته باشند. مثلا وقتي پزشکي در اورژانس استخدام مي‌شود، ديگر لازم نيست به او ياد داد که در موقعيت‌هاي بحراني چه کند.
اين استاندارد کردن مي‌تواند حتي وقتي آدم‌ها ثابت هستند هم انجام شود و بعدها تازه‌واردين را براساس آن آموزش داد.
1-2. مطمئن شويد چند آدم متخصص و کارآزموده‌ ثابت در تيم‌تان داريد: کساني که دانش توليد شده را حفظ و نگه‌داري مي‌کنند تا بعدها به تازه‌واردين منتقل کنند.

2. تفکر متفاوت آدم‌ها
وقتي آدم‌ها مدتي در کنار هم کار مي‌کنند ديدگاه مشترکي نسبت به کار و شيوه‌ ارتباط با يكديگر پيدا مي‌کنند. تغيير در اعضاي تيم باعث از بين رفتن اين ديدگاه مشترک مي‌شود. براي اين مشكل چند راه‌حل وجود دارد. يکي اينکه تلاش کنيم نقش اعضاي تيم را تا حد امکان از يکديگر مستقل کنيم؛ تا ديگر نيازي به ايجاد آن ديدگاه مشترک نداشته باشند. راه‌حل دوم رسميت بخشيدن و استاندارد کردن روابط ميان اعضاي تيم است. 
علاوه بر اين دو، ايجاد سيستم‌هاي مديريت دانش و اطلاعات در سازمان و ثبت کليه‌ اطلاعات و دانش‌هاي در اختيار افراد و سپس به‌اشتراک‌گذاري آنها با ديگر اعضاي تيم (از طريق سيستم‌هاي رايانه‌اي تحت شبکه‌ مديريت دانش / مديريت اسناد و مدارک يا ديگر موارد مشابه) نيز براي موفقيت، ضروري است. وقتي چنين سيستمي ايجاد شود، اگر کارفرمايي با سازمان تماس بگيرد و فردي حضور نداشته باشد، همکارش مي‌تواند پاسخگوي سوال کارفرما باشد. 

3. تعهد ناکافي 
وقتي آدم‌ها مدتي کنار هم‌ديگر کار مي‌کنند، به گروه‌شان تعهد پيدا مي‌کنند. بر همين اساس است که ورود عضو جديد به گروه‌ توسط اعضاي قديمي به دليل نگراني نسبت به تعهد او، به راحتي پذيرفته نمي‌شود! چه بايد کرد؟ به‌عنوان مدير تيم يا طراح سازمان بايد مطمئن شويد که خود شغل براي هر فرد ذاتا انگيزش‌بخش است. 
مثال جالب در اين زمينه پرستاران يک شيفت بيمارستان هستند. در سيستم قديمي هر پرستار مسوول بخشي از کار پرستاري براي همه بيماران بود: يعني يک نفر مسوول پذيرش، يک نفر مسوول دارو دادن و... اما در سيستم جديد هر پرستار مسوول رسيدگي به همه‌ کارهاي مربوط به چند بيمار خاص است و بنابراين، هم انگيزه‌ بيشتري براي کار مي‌يابد و هم ارتباط عاطفي با بيمار 
برقرار مي‌کند.
خوب همين‌جا يک سوال ديگر: با سواران مجاني(Free Riders، کساني که هميشه هيچ کاري نمي‌کنند و از نتايج کار ديگران هم استفاده‌ مي‌کنند) چه کنيم؟ براي حل اين مشکل بايد از نظر فني کاري کنيم که فعاليت‌هاي هر يک از اعضاي گروه کاملا شفاف و قابل اندازه‌گيري باشد. سپس عملکرد هر فرد در جلسات هفتگي به صورت کاملا دوستانه اما دقيق با حضور همه بررسي ‌شود. کساني که نتوانند در سطح انتظاراتي که از آنها مي‌رود کار کنند، طبيعي است که بايد تيم را ترک کنند.
4. احساس عدم هويت 
وقتي فردي مدتي در شغلي فعاليت مي‌کند، در آن شغل احساس هويت مي‌کند. براي مثال گفتن اينکه «من کارمند بخش شبکه‌ واحد آي‌تي سازمان هستم»، براي فرد خوشايندتر است تا اينکه «من کارمند واحد آي‌تي هستم و مي‌توانم همه‌ مشکلات نرم‌افزاري و سخت‌افزاري را حل بکنم.»
راه‌حل چيست ‍؟ بگذاريد آدم‌ها در شغل‌شان احساس هويت کنند. آنها را به يک کار خاص بگماريد و بگذاريد آنها كاركنان ثابت شركت را که دارند همان کار را در سازمان شما انجام مي‌دهند بشناسند و در همان گروه رشد کنند.
علاوه بر آن سعي کنيد آدم‌ها را با چرخش مداوم در سازمان گيج نکنيد. انتظارات و سبک مديريت مديران مختلف متفاوت است. اين کار مشکل ديگري هم دارد: فرد احساس مي‌کند در سازمان هيچ کس به رشد شغلي او اهميتي نمي‌دهد؛ چيزي که يک عامل از بين برنده‌ انگيزه‌‌ است. 
کار کردن زير دست يک مدير حداقل اين احساس خوب را براي فرد به وجود مي‌آورد که کسي هست که نگران رشد شغلي او باشد و او را به‌عنوان يک فرد با اهميت در سازمان به رسميت بشناسد

 

   

           ادامه مطلب ...

 
   موضوع : مقالات » مدیریت         عنوان مطلب : درس‌هایی از استیو جابز برای خودروسازان
      

درس‌هایی از استیو جابز برای خودروسازان

مترجم: زهره همتیان

جای هیچ بحثی نیست که تعداد کمی‌برند به اندازه اپل قدرتمند هستند. محصولات کمی‌هستند که بتوانند به اندازه محصولات اپل برانگیزنده احساسات باشند.

 


به جز اپل، شرکت‌های کمی ‌هستند که از نوعی وفاداری به برند برخوردار باشند که ریشه‌ای و بنیادین باشد و تعداد کمی‌خرده فروش هستند که موفق می‌شوند فروشگاه‌های بزرگ و پر زرق و برقی داشته باشند که تنها خط تولید محدودی را ارائه می‌دهد و محصولاتش را با قیمت کامل و بدون کم و کاست می‌فروشد و نیز خریداران را مشتاق سازد و سودهای باورنکردنی را به ثبت برساند.
چندین نسل پیش، دوران پس از جنگ که روزهای اوج شرکت‌های خودروسازی آمریکایی بود، همین اوصاف را می‌توانستیم در مورد برندهایی چون فورد، شورولت، کادیلاک و کرایسلر به کار ببریم. از آن زمان بیشتر ماشین‌ها کالاهایی شده‌اند که خرید آنها به لذت‌بخشی دیدن سریال‌های پر بیننده است.
حتی در جامعه امروز ما که دارای برندهای بی ثبات است، لزومی‌ندارد که اوضاع به همان ترتیب باشد. مسلما صنعت خودروسازی به کندی تغییر می‌کند. بدتر آنکه خرده فروشی به عنوان مدلی از کسب و کار غیرایده آل مورد ممانعت قرار می‌گیرد؛ این ممانعت عمدتا توسط توافق نامه‌های منسوخ و قوانین ایالتی ایجاد شده است که بعضا به زمان آغاز این صنعت برمی‌گردند. با مرور برخی از درس‌های به جا مانده از استیو جابز شاید کسب و کار اتومبیل بتواند دوباره به روزهای اوج خود برگردد.
از اینکه یک محصول فوق‌العاده را به قیمت بالا بفروشید، هراسی نداشته باشید
این به آن معنی نیست که تمام خودروها باید لوکس و تجملی باشند، تنها به خاطر پس انداز چند پنی بیشتر از کیفیت محصول نکاهید. خودروهایی بسازید که مردم بتوانند آن را بخرند و به داشتن آن افتخار کنند، مدل‌هایی طراحی کنید که آنها حقیقتا شیفته آن شوند. حتی مدل‌های ارزان‌تر را طوری بسازید که باکیفیت و فراتر از انتظارات خریدار باشند. فرصت‌طلبان و ارزان پسندان را روانه بازار ماشین دست دوم کنید تا از آنجا خرید کنند.
خواسته‌ها و انتظارات خریداران را پیش‌بینی کنید
این مشخصه بارز شرکت اپل است و مسلما بیان کردن آن آسان تر از عمل کردن به آن است. نمی‌توانیم کاربر کامپیوتری را در اوايل دهه 80 به یادآوریم که به خطوط متراکم و خشک متون روی صفحه کامپیوترش اهمیت دهد، تا اینکه مکینتاش پا به عرصه گذاشت و فونت‌های میزان‌پذیر (scalable fonts) را معرفی کرد. طبق سخنرانی استیو جابز در جشن فارغ التحصیلی دانشگاه استنفورد در چند سال پیش، ارائه فونت‌های میزان پذیر بیشتر به خاطر علاقه فراوانش به خوشنويسي صورت گرفت. «ماشین‌دوست‌ها» اغلب، خودروها را برای خودشان تصور می‌کنند یا اینکه به فکر انداختن تصویر آنها بر روی جلد مجلات می‌باشند. آیا واقعا بازاری برای اتومبیل‌های فراموش شده‌ای مثل پلیموث پراولر مدل اسپرت یا شورولت SSR وجود داشت؟ در این میان، «حسابگران مقتصد» تمایل دارند بیش از حد بر روی گروه‌های پر تراكم تکیه کنند و بدون توجه به توسعه مدل‌های جدید، از تمام چیزها ایراد بگیرند.
پیش‌بینی بازار به جای واکنش نشان دادن به آن، کلید موفقیت در هر صنعتی می‌باشد. شرکت کرایسلر در دهه 1980 این ترفند را اجرا کرد، به این ترتیب که از طراحی یک وسیله نقلیه تجاری اقتباس کرد و آن را به یک مینی ون تغییر شکل داد. بعدها شرکت آمریکن موتورز دومین سری از درها را به ماشین Jeep اضافه کرد و در انجام این کار كارآيي مناسبي را خودروها ببخشد. اخیرا شرکت BMW در این زمینه به موفقیت دست یافت و این زمانی بود که برند MINI را احیا کرد، به گونه‌ای که قابل دسترس خریداران جوان‌تر، امروزی‌تر و کمتر متمول باشد و بدون آنکه قیمت و ارزش برند اصلی‌اش را کاهش دهد.
طرح و مدل خود را با قدرت تمام بفروشید
اساسا، تمام لپ تاپ‌هایی که طراحی شده‌اند دارای قالب و الگوی یکسانی هستند، آنها دارای پردازنده، صفحه نمایش، صفحه کلید و رابط ورودی هستند. برخی‌ها بزرگ‌تر و برخی دیگر کوچک‌تر هستند. اما لپ‌تاپ‌های اپل طراحی منحصر به فردی دارند، هم ساده هستند و هم زیبا. یکی از دلایلی که کامپیوترهای اپل ارزش فروش مجدد دارند این است که حتی هنگامی‌ که چند سال از عمر دستگاه می‌گذرد کهنه و قدیمی ‌به نظر نمی‌رسد. یک مثال خوب در مورد خودرو که مانند اپل دارای طراحی خوبی است، فیات 500 جدید با یک طراحی هوشمندانه می‌باشد که مالک آن می‌تواند امکانات آن را به راحتی حس کند و ببیند. مثالی که برعکس مورد قبل است مربوط به خودروهای عجیب و غریبی مانند هیوندای ولاستر و نیسان جوک است که این ریسک را دارند که مالک قبل از آنکه پرداخت نهایی را انجام دهد از آن خودرو دلزده و بیزار شود.
سعی کنید محصولی کاربر پسند ارائه دهید
این مساله امری بدیهی به نظر می‌رسد، اما خودروسازان در حال تلاش فراوان برای تلفیق کردن سیستم‌های متناسب با مدل‌هایشان هستند، به خصوص اینکه سعی می‌کنند برنامه آموزشی مناسبی را ارائه دهند و رانندگان را در این فرآیند گیج و سردرگم نکنند. شرکت فورد چند سال پیش در حرکتی صحیح، اقدام به ارائه تکنولوژی کنترل صدای تقویت شده Sync کرد، سپس در پی آن سیستم لمسی دارای فهرست MyFord را ارائه کرد که با این اقدام دو پله سقوط کرد، زیرا این سیستم نیاز به منحنی آموزش عمیقی داشت که کار کردن با آن سخت بود. شرکت BMW با برنامه‌ریزی کتاب راهنما برای سیستم عملکردی خودرو، اقدام خوبی انجام داد که در آن امکان استفاده از سیستم‌های ارجاع و تنظیمات از طریق صفحه نمایش را برای رانندگان فراهم می‌ساخت. متاسفانه این فرآیند توسط سیستم کنترل iDrive طاقت فرسا کار می‌کرد و آنچه را که یک دستورالعمل ساده به نظر می‌رسید به فرآیند پیچیده‌ای تبدیل کرد.
مدل‌های جدید خود را با سر و صدای زیاد اعلام کنید، نه در خفا و سکوت
خودروسازان شیفته این هستند که از مدل‌های جدید خود درنمایشگاه‌های اتومبیل رونمایی کنند که معمولا در زمستان و اوایل بهار برگزار می‌شود. آنها این کار را قبل از آن انجام می‌دهند که گروه زیادی از خبرنگاران از روی وظیفه شناسی نظرات خود را درباره خودروها در رسانه‌ها انعکاس دهند و این در حالی است که این خودروها به ندرت در معرض دید طرفداران وفادار و مشتاق قرار گرفته است. سپس در اغلب موارد بعد از چند ماه، اتومبیل‌ها بدون تشریفات روانه محل‌های فروش می‌شوند، این کار با هیاهوی کمی ‌انجام می‌شود البته به غیر از فعالیت بازاریابی چندرسانه‌ای که اغلب در اوضاع درهم و برهم گم می‌شوند.
کسب و کار اتومبیل نیاز دارد که حداقل مقداری از شور و هیجان به پا شده در شرکت اپل را به دست آورد، شور و هیجانی که شرکت اپل توانسته با معرفی و ارائه سالانه و شش ماه یک بار محصولات جدید خود در چند سال اخیر ایجاد کند. قبل از اینکه نمایشگاه‌های باشکوه و مجلل مملو از مشتریان وفادار شود، از اتومبیل‌های خود رونمایی کنید و مطمئن شوید که اتومبیل‌هایتان در عرض چند روز یا چند هفته روانه اتومبیل فروشی‌ها می‌شوند به طوری که هنوز شور واشتیاق از تب و تاب نیفتاده باشد. حتی اگر مدل خودرویی جدید نیست، حداقل هر سال یک ویژگی جالب به آن اضافه کنید تا کمک کند که بازار خود را از دست ندهد.
تجربه خرده فروشی را احیا کنید
خودروسازان باید با فروشندگان و مسوولان ایالتی همکاری کنند تا بتوانند نمایشگاه‌های فروش اتومبیل را به مکان‌های خرده فروشی منتقل کنند، درست همان گونه که فروشگاه‌های اپل راه‌اندازی شدند. به فروشندگان این امکان را دهید تا خودروها را به مکان‌هایی ببرند که مردم بتوانند آنها را ببینند و لمس کنند و آن مکان جایی است که مردم می‌خواهند بیایند تا اتومبیلی را بخرند بدون آنکه زحمت فعاليت‌هاي بازاريابي فروش را به خود بدهید. اگر قصد مردم از آمدن به بازار خرید ماشین نبوده، می‌توانند قدمی‌ در بازار بزنند و کالاها و لوازم یدکی مربوط به برند را خریداری کنند. در حال حاضر، قوانین ایالتی و توافقنامه‌های فرانشیز از ازدیاد نمایشگاه‌های فروش اتومبیل که خارج از مکان‌های معمول باشند، جلوگیری به عمل می‌آورد.
چرا نباید اجازه داد که مثلا فروشنده ماشین‌های BMW یک مغازه کوچک در رودنو درایو واقع در بورلی هیلز باز کند یا اینکه فروشنده فیات، مدل‌هایش را از ویترین مغازه در باک‌تاون شهر شیکاگو به نمایش بگذارد؟ برندهایی مانند فورد و شورولت می‌توانند در مکان‌هایی چون مراکز خرید، فروش خوبی داشته باشند.
یکی از برندهایی که به سبک وعملکرد فروشگاه اپل نزدیک شده است، لندرور می‌باشد. نمایندگی‌های مجاز فروش این برند به شيوه خاصی طراحی شده‌اند به طوری که بیشتر شبیه کلبه‌های جنگلی هستند تا نمایشگاه فروش ماشین و دارای امکانات رفاهی فراوان و مجموعه‌ای از رخت و لباس و پوشاک هستند تا این اطمینان ایجاد شود که کسی بدون خرید کردن از آنجا خارج نمی‌شود. یکی از فروشندگان لندرور در حومه‌های شمالی شهر شیکاگو که با او ملاقات کردیم، از داشتن یک تالاب ماهیگیری و یک مسیر خارج از جاده برای تست خودروها به خود می‌بالید.
خدمات جانبی را افزایش دهید
خودروسازان می‌توانند از «جنیوس بار» که مکانی برای پشتیبانی فنی در فروشگاه‌های اپل است، الگوبرداری کنند و اطمینان یابند که بردن خودروی مشتری به بخش خدمات به اندازه کافی ارزشمند است تا او را براي خريد دوباره به آنجا بكشاند. امکاناتی چون اتاق‌های انتظار تمیز و راحت با تلويزیون‌های بزرگ، کافی‌شاپ و محوطه بازی برای کودکان از امکانات مسلم است. مشاوران خدمات را آموزش دهید تا در مراقبت از خودرو مهارت پیدا کنند یا حداقل ابزاری در دست داشته باشند که خبره و ماهر به نظر برسند.
سعی نکنید با ارائه خدمات پرهزینه و تا حد زیادی غیرضروری مشتریان را آزار دهید. برنامه موفق پشتیبانی شرکت اپل را سرمشق خود قرار دهید، اتومبیل‌ها را همراه با برنامه‌های پشتیبانی بفروشید تا بتواند بر روي قیمت خرید وسیله نقلیه ارائه شود.
این کار نه تنها باعث می‌شود درآمد اضافی به فروشگاه برگردد، بلکه مالکان خودروها را عادت می‌دهد که اتومبیل‌های خود را برای سرویس به نمایندگی مجاز فروش ببرند. مطمئنا نکته‌های دیگری هم از استیو جابز به جا مانده که خودروسازان بتوانند از آن استفاده کنند، اما شاید مهم‌ترین و ساده‌ترین آنها، شعار تبلیغاتی شرکت اپل باشد که سال‌ها با این شرکت همراه بوده است: «متفاوت فکر کنید.»

منبع: forbes

   

           ادامه مطلب ...

 
   موضوع : مقالات » مدیریت         عنوان مطلب : چگونه تبلیغات دهان به دهان را هدایت کنیم؟!
      

چگونه تبلیغات دهان به دهان را هدایت کنیم؟

در صورتی که شرکتی از بازاریابی از طریق توصیه‌های زبانی به خوبی استفاده کند، نتایج بسیارموثری به بار می‌آورد و می‌تواند چنان تاثیری در زمینه رقابت ایجاد کند که نتایج روش‌های دیگر بازاریابی به ندرت به پای آن می‌رسد. با این حال بسیاری از نمایندگان بازاریابی از توسعه روش‌های بازاریابی دهان به دهان پرهیز می‌کنند. برخی معتقدند که این روش در مقابل روش‌های پیچیده و مطالعه شده مدیریت بازاریابی، در رسانه‌هایی مانند تلویزیون و روزنامه‌ها، بسیار پیش پا افتاده و ابتدایی است. برخی دیگر از این نگرانند که نمی‌توان برای آن از داده‌های دقیق یا ابزارهای پیچیده بازاریابی که با ده‌ها سال تجربه شکل گرفته‌اند، استفاده کرد. کسانی که در مورد مدیریت مستقیم توصیه‌های زبانی تردید دارند، بهتر است این نکته را در نظر بگیرند که: کسب برتری در رقابت با شرکت‌هایی که برای مثال از آگهی‌های بزرگ تلویزیونی استفاده می‌کنند، نتایج چندان عمده و قابل توجهی ندارد. علت این است که همه شرکت‌ها به طور دائم، فعالیت‌های رایج تبلیغاتی خود را مدیریت می‌کنند و دانش آنها درباره تبلیغات تقریبا یکسان است؛ اما تعداد شرکت‌هایی که به توصیه‌های زبانی که از مهمترین انواع بازاریابی است، توجه می‌کنند هنوز کم است. به این ترتیب نتیجه کار قابل‌توجه است.
 
چه کسی، چه چیزی را و در کجا تبلیغ می‌کند؟


گام اول در مدیریت توصیه‌های زبانی این است که بدانیم آیا تعداد و حجم توصیه‌های زبانی در این حوزه از محصولات خاص اهمیت بیشتری دارد یا میزان تاثیرگذاری هر توصیه زبانی. اینکه چه کسی، چه چیزی را و در کجا تبلیغ می‌کند، اهمیت زیادی دارد. مثلا در مورد محصولات بهداشتی و زیبایی پوست، ماهیت محصول مهم است و در مورد بانک‌های خصوصی، هویت تبلیغ‌کننده مهم است.
اگر چه اهمیت این محرک‌ها در مورد انواع محصولات متفاوت است، توصیه‌هایی که افراد بر اساس تجربه خود از مصرف یک کالا یا خدمت به دیگران می‌کنند، در این میان اهمیت بیشتری دارند. کنترل توصیه‌های زبانیِ تجربی به معنای آن است که به مشتریان این فرصت را بدهیم تا تجربیات مثبت خود را در اختیار دیگران بگذارند و به این ترتیب آن را به گوش مخاطبان محصول برسانند. برخی شرکت‌ها مانند شرکت میل و شركت لگو قبل از اینکه محصولی به بازار بیاید، حرف از آن را بر سر زبان‌ها می‌اندازند و سعی می‌کنند به کمک شبکه‌های مجازی و با مشارکت‌دادن مشتریان در فرآیند تولید محصول، از تاثیرات زودهنگام و نفوذ آنها استفاده کنند. ایجاد تغییر و تحولات دائمی در محصول نیز به کنترل توصیه‌های زبانی تجربی کمک می‌کند، در اوایل چرخه تولید هر محصولی بیشتر احتمال دارد که مشتریان درباره آن حرف بزنند و به همین دلیل است که زمان به بازار رسیدن یک محصول یا زمان افزودن خصوصیات تازه به محصول قبلی برای ایجاد توصیه‌های زبانی مثبت بسیار پراهمیت است. پس از به بازار رفتن محصول نیز می‌توان حرف آن را بر سر زبان‌ها انداخت، مثلا شرکت اپل دائما از طریق فروشگاه‌های اپل، توجه و هیجان افراد را درمورد محصول جدید آیفون بر انگیخته است و تحولات دائمی و محتوای تولید شده از سوی خود مصرف‌کنندگان باعث شده است که همواره در مورد این محصول، توصیه‌ها و پیام‌های مثبتی به دیگران منتقل شود.
 
مشتری به کدام ویژگی محصول بیشتر اهمیت می‌دهد؟


بیشتر شرکت‌ها به طور دائم از دیدگاه‌های مشتریان برای تولید محصولات و خدمات جدید استفاده می‌کنند. اما گاهی رضایت مشتریان برای بر سر زبان انداختن محصول کافی نیست. برای ایجاد شهرت موثر، تجربه مشتریان از محصول نه تنها باید بسیار فراتر از حد انتظار باشد، بلکه محصول باید در مورد آن دسته از خصوصیاتی که برای مشتریان از اهمیت بالایی برخوردارند و بیشتر احتمال دارد درباره آن با دیگران صحبت کنند، برتری عمده ای نشان دهد. برای مثال اگرچه دوام شارژ باتری برای صاحبان گوشی همراه از اهمیت بالایی برخوردار است، اما در مقایسه با دیگر خصوصیات محصول مثل طراحی و کارآیی، مصرف‌کنندگان کمتر درباره آن حرف می‌زنند. برای آن که مصرف کننده را به ابزار تبلیغی مفید تبدیل کنیم باید در آن دسته از خصوصیاتی برتری نشان دهیم که احتمال بالقوه برای بیان شدن در توصیه‌های زبانی را دارند.
 
با درک تاثیر توصیه‌های زبانی در کانال‌های مختلف آن و پیام‌های مورد استفاده و متمرکز کردن فعالیت‌های بازاریابی روی آنها، شرکت‌ها می‌توانند مصرف‌کنندگان خود را به گونه‌ای تجهیز کنند که پیام‌های مورد نظر شرکت را به گوش دیگران برسانند و برد دسترسی و تاثیر آنها را افزایش دهند. در حقیقت تحقیقات موسسه مکنزی نشان می‌دهد که در حوزه انواع محصولات، از محصولات بهداشتی آرایشی پوست گرفته تا بازار موبایل، اثر تبلیغات زبانی که یک مصرف‌کننده به گوش مصرف کننده دیگر می‌رساند، دوبرابر بیشتر از تبلیغاتی است که سرمایه شرکت‌ها صرف آن می‌شود و بیشتر به افزایش فروش کمک می‌کند.
 
ارتباط و خلاقیت
دو نکته مهم در اثرگذاری توصیه‌های زبانی از سوی افراد دیگر وجود دارد: ارتباط و خلاقیت. این دو عامل به هم مربوطند و مخصوصا در مورد محصولاتی که نوآوری در آنها سهم عمده‌ای ندارد و جلب توجه مصرف‌کننده مشکل‌تر است اهمیت دارند. به‌عنوان مثال یکی از شرکت‌هایی که از این نیرو استفاده کرد یک شرکت تولید شیرینی جات و مواد غذایی انگلیسی به نام کدبری بود که با تبلیغ «یک لیوان و نیم پر» روش‌های سنتی بازار یابی را با بازاریابی خلاقانه و هوشمندانه اینترنتی ترکیب کرد تا مشارکت مشتریان و درنتیجه فروش را افزایش دهد. این برنامه تبلیغاتی با یک تبلیغ تلویزیونی شروع شد که در آن گوریلی یک ترانه معروف را با طبل اجرا می‌کرد. این ترکیب غیرعادی خیلی زود محبوب شد و آنقدر میان مصرف‌کنندگان طرفدار پیدا کرد که بسیاری این ویدئوی تبلیغاتی را بارها و بارها روی اینترنت تماشا کردند و خودشان نسخه‌های آماتوری از این ویدئو تولید کردند و موجی از این ویدئوها به سایت یوتوب راه یافت. در طی سه ماه از پخش این آگهی، این ویدئو بیش از 6 میلیون بار روی اینترنت دیده شد و فروش سالانه شکلات شیری کدبری بیش از
9
درصد افرایش یافت و محبوبیت این شرکت در میان مشتریان 20 درصد بیشتر شد.
 
شناسایی مشتریان با نفوذ
برخی برنامه‌های تبلیغاتی نیز حول محور شناسایی افراد با نفوذ تمرکز می‌کنند. افرادی که تبلیغ‌کنندگان اصلی آن برند یا محصول خواهند بود. البته برنامه‌های تبلیغاتی نمی‌توانند دقیقا تعیین کنند که مصرف‌کنندگان به دیگران چه خواهند گفت.
نوع برنامه تبلیغاتی‌ای که شرکت‌ها انتخاب می‌کنند به تعداد و قدرت نمایندگان با نفوذی که پیدا می‌کنند بستگی دارد. بازاریابی که می‌تواند از روش بازاریابی تک به تک (مثل اپراتورهای تلفن همراه) استفاده کند، این موقعیت منحصر به فرد را دارد که برنامه‌های تبلیغاتی توصیه زبانی توسط افراد مشهور را هدایت و اجرا کند. شرکت‌های تلفن همراه داده‌های کاملی را از مشتریان خود دارند که می‌توانند به دقت افراد بانفوذ را درمیان آنها شناسایی کنند. افرادی که این حوزه را می‌شناسند و می‌توانند با بسیاری از دیگر مصرف‌کنندگان صحبت کنند و نظرات قابل‌اطمینان خود را به دیگران انتقال دهند.
به این ترتیب پیام‌ها را می‌توان خطاب به افراد خاصی ارسال کرد که احتمال بیشتری دارد که نظر مثبت خود را درباره محصول، از طریق شبکه‌های اجتماعی که در اطراف خود دارند به دیگران اعلام کنند. با گسترش پیام این نوع روش تاثیر زبانی، درست مثل سنگریزه‌ای که در آب بیندازیم موج حاصل از آن به همه جا گسترش پیدا می‌کند.
 
شرکت‌هایی که نمی‌توانند افراد صاحب نفوذ را پیدا کنند باید رویکرد دیگری در پیش بگیرند. برای مثال شرکت ردبول نمی‌تواند برای مشتریان خاص خود پیامک ارسال کند؛ اما از روش‌های دیگری استفاده کرده است تا به طرز موفقیت‌آمیزی برنامه تبلیغاتی زبانی عمدی را اجرا کند. این شرکت تولید نوشابه انرژی‌زا، پس از شناسایی مصرف‌کنندگان با نفوذ در میان مشتریانش، ترتیبی داد که افراد مشهور و محبوب در جامعه که در رویداد‌های مختلف و مراسم اجتماعی شرکت می‌کنند، پیام‌های مطلوبی را درباره این محصول به مخاطبان منتقل کنند. اگرچه نمی‌توان دقیقا تعیین کرد که چه کسانی در کدام مراسم اجتماعی شرکت خواهند داشت؛ اما این شرکت می‌داند کسانی که در مراسم مختلف اجتماعی شرکت می‌کنند، همان دسته از مصرف‌کنندگان با نفوذی هستند که شرکت به دنبال آن است. پیام مطلوب و مثبتی را که این افراد از طریق تماس‌های اجتماعی به دیگران منتقل می‌کنند، می‌تواند نتایج بسیار مطلوبی را برای سرمایه گذاری تبلیغاتی شرکت‌ها به بار آورد.
بازاریابان همواره از تاثیر توصیه‌های زبانی آگاه بوده‌اند. اجرای برنامه‌های تبلیغاتی زبانی نیاز به هنر و دقت خاصی دارد. اما علمی که در پس این معادله نهفته است نیز کمک می‌کند تا این هنر به ظرافت اجرا شود. این معادله نشان می‌دهد که مصرف‌کنندگان بیشتر چه پیام‌هایی را منتقل می‌کنند و تاثیر این پیام‌ها چیست. به این ترتیب بازاریاب می‌تواند تاثیر آن را در فروش و رقابت برندها اندازه بگیرد. این دیدگاه‌ها برای شرکت‌هایی که می‌خواهند از امکانات بالقوه توصیه‌های زبانی برخوردار شوند و سود سرمایه‌گذاری بیشتری کسب کنند، مفید است
.

   

           ادامه مطلب ...

 
   موضوع : مقالات » مدیریت         عنوان مطلب : بازاریابی استراتژیک ملا نصرالدین
      

بازاریابی استراتژیک ملا نصرالدین

ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند. 

ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هایم. شما نمی‌دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده‌ام.

شرح حکایت 1 (دیدگاه بازاریابی استراتژیک) 
ملا نصرالدین با بهره‌گیری از استراتژی ترکیبی بازاریابی، قیمت کم‌تر و ترویج، کسب و کار «گدایی» خود را رونق می‌بخشد. او از یک طرف هزینه کمتری به مردم تحمیل می‌کند و از طرف دیگر مردم را تشویق می‌کند که به او پول بدهند .

«اگر کاری که می کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.» 


شرح حکایت 2 (دیدگاه سیستمی اجتماعی) 
ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است. او به خوبی می دانسته که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانسته که مردم، گدایی – یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.

«اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتمالا به تو کمک خواهند کرد. »

 

   

           ادامه مطلب ...

 
 
© 2011 Aryacoo
آمل میدان 17شهریور-طبقه فوقانی پاساژ خواجوی
09119203089-
 
Check PageRank